سوئیفتِ چینی و نظم نوظهور پولی
به گزارش وبسایت پیمانکار، در ادبیات اقتصاد سیاسی بینالملل، قدرت تنها از مسیر تولید، تجارت یا توان نظامی اعمال نمیشود؛ بلکه زیرساختهای مالی و پولی، بهویژه نظامهای پرداخت بینالمللی، نقشی تعیینکننده در شکلدهی به موازنه قدرت جهانی ایفا میکنند. تجربه دهههای اخیر نشان داده است که تسلط بر کانالهای انتقال پول، بهمراتب کارآمدتر از بسیاری ابزارهای سنتی قدرت سخت عمل میکند.
در این چارچوب، سوئیفت صرفاً یک شبکه پیامرسان بانکی نبوده، بلکه یکی از ستونهای نظم مالی مبتنی بر دلار و ابزار اعمال نفوذ ژئوپولیتیکی غرب تلقی شده است. در مقابل، جمهوری خلق چین با راهاندازی سامانه پرداخت بینبانکی فرامرزی (CIPS)، گامی هدفمند برای بازآرایی این نظم و کاستن از انحصار زیرساختی غرب برداشته است.
نظامهای پرداخت؛ از ابزار فنی تا سازوکار قدرت
سوئیفت ذاتاً یک شبکه پیامرسان است و فرآیند تسویه نهایی وجوه را به بانکهای کارگزار واگذار میکند. این ساختار، زنجیره پرداخت را طولانی، پرهزینه و مستعد ریسک میسازد. در مقابل، CIPS از ابتدا با رویکرد «یکپارچهسازی پیامرسانی و تسویه» طراحی شده است. این بدان معناست که انتقال پیام پرداخت و نهاییشدن آن، در یک چارچوب هماهنگ انجام میشود؛ امری که هزینه مبادله، زمان پردازش و ریسک عملیاتی را کاهش میدهد.
چین و درک زودهنگام از سیاست پولی زیرساختمحور
چین، برخلاف بسیاری از قدرتهای نوظهور، این واقعیت را زودتر از دیگران درک کرد. پکن دریافت که بینالمللیسازی یوآن، بدون ایجاد زیرساختهای پرداخت مستقل، صرفاً به یک شعار دیپلماتیک محدود خواهد ماند. به همین دلیل، توسعه CIPS نه بهعنوان پروژهای واکنشی به تحریمها، بلکه بهعنوان بخشی از راهبرد بلندمدت حکمرانی مالی چین تعریف شد.
CIPS؛ چرا «سوئیفت چینی»؟
CIPS همان نقشی را برای یوآن ایفا میکند که سوئیفت برای دلار و یورو ایفا کرده است: ایجاد شبکهای استاندارد، امن و قابل اتکا برای پیامرسانی و تسویه پرداختهای بینالمللی. با این حال، تفاوتهای نهادی و معماری میان این دو سامانه، CIPS را به مدلی پیشرفتهتر در برخی ابعاد تبدیل کرده است.
امنیت، شفافیت و انطباق؛ سهگانه کلیدی CIPS
CIPS از پیشرفتهترین پروتکلهای امنیت سایبری، رمزنگاری داده و احراز هویت استفاده میکند و بهطور کامل با الزامات مبارزه با پولشویی و تأمین مالی تروریسم (AML/CFT) منطبق است. این ویژگی، اتفاقاً یکی از عوامل اصلی جذب بانکهای بزرگ بینالمللی به این سامانه بوده است.
CIPS و اقتصاد سیاسی گذار به نظم چندقطبی
CIPS را باید در بستر تحولات کلان نظام بینالملل تحلیل کرد. جهان امروز، در حال گذار از نظم تکقطبی مالی به نظمی چندقطبی است؛ نظمی که در آن، دلار همچنان نقش مسلط دارد، اما دیگر تنها بازیگر میدان نیست. افزایش استفاده از یوآن در تجارت انرژی، انعقاد پیمانهای پولی دوجانبه و گسترش ذخایر ارزی غیر دلاری، همگی نشانههای این گذار هستند.
ایران و پرسش از غفلت راهبردی
در این نقطه، نقد اصلی متوجه سیاستگذار پولی ایران، بهویژه بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران است. کشوری که سالها با محدودیت دسترسی به سوئیفت مواجه بوده، منطقا باید در خط مقدم مطالعه، تحلیل و بهرهبرداری از نظامهای پرداخت جایگزین قرار گیرد. با این حال، شواهد نشان میدهد که مواجهه ایران با CIPS، عمدتاً واکنشی، مقطعی و فاقد چارچوب راهبردی بوده است.
جمعبندی
CIPS صرفاً یک سامانه پرداخت نیست؛ بلکه نماد تغییر زمین بازی در اقتصاد سیاسی پول بینالملل است. بیتوجهی به آن، به معنای نادیدهگرفتن واقعیتهای نظم نوظهور جهانی است. اگر بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران همچنان با نگاه حداقلی و واکنشی به این تحولات بنگرد، نهتنها فرصتهای موجود را از دست خواهد داد، بلکه هزینههای انفعال را نیز به اقتصاد ملی تحمیل خواهد کرد.
منبع:وبگاه مهر نیوز


