**عنوان بازنویسی شده:** پنج دهه تلاش بیوقفه یک صنعتگر در راستای توسعه صنعت بتن ایران
حسین فروتنمهر، چهرهای محوری در تحول صنعت بتن ایران است. او در سال ۱۳۵۴ با تأسیس یک کارخانه بتن، رویکردی نوین مبتنی بر تجربه، استاندارد و آموزش را پایهگذاری کرد. این تمرکز بر کیفیت باعث شد بسیاری او را «پدر صنعت بتن ایران» بنامند.
در دهه ۱۳۵۰، تولید بتن آماده در ایران در مراحل اولیه صنعتی شدن قرار داشت. با وجود فعالیت چند کارخانه، کیفیت محصولات با استانداردهای روز فاصله داشت و از ثبات لازم برخوردار نبود. در چنین شرایطی، فروتنمهر با تأسیس کارخانهای بر پایه روشهای علمی، آزمونپذیری و پایبندی به استاندارد، مسیری متفاوت را آغاز کرد. این اقدام، بیش از یک تصمیم اقتصادی، یک تعهد حرفهای به کیفیت بود که او شخصاً مسئولیت آن را پذیرفت.
از دیدگاه حسین فروتنمهر، کیفیت محصول، نتیجه مستقیم نوع تفکر انسانهاست. او معتقد است دوام بتن به دوام اندیشه سازنده آن وابسته است. این باور در شعار اصلی مجموعه او تجلی یافته است.
دوام بتن، کلید توسعه پایدار
این شعار که ابتدا یک عبارت تبلیغاتی بود، بهتدریج به فلسفه کاری این مجموعه تبدیل شد. از این منظر، دوام بتن فقط به معنای مقاومت فیزیکی نیست، بلکه نمادی از پایداری تفکر مهندسی، احترام به منابع و نگاهی بلندمدت به توسعه کشور است.
با استقرار نظم در فرآیندهای تولید، زمینه برای تولید بتنهای با کارایی بالا فراهم شد. فعالیتهای پژوهشی در کارخانه منجر به بهبود طرحهای اختلاط، استفاده از افزودنیهای تخصصی، دقت در نسبتها و عملآوری بهینه گردید. این پیشرفتها باعث ارتقای ردههای مقاومتی و دوام محصولات شد و پاسخی استاندارد و قابل تکرار به نیازهای کارفرمایان ارائه داد. در نتیجه، سبد محصولات گسترش یافت و کیفیت با شرایط اقلیمی و اجرایی ایران هماهنگ شد.
فروتنمهر با انتقال تجربیات عملی کارخانه به محافل فنی و صنفی، به ایجاد زبانی مشترک میان تولیدکننده، ناظر و مجری کمک کرد. او تأکید داشت که استاندارد تنها حداقل کیفیت قابلقبول است و هدف اصلی باید بهبود مستمر باشد. این رویکرد سبب شد استانداردسازی از یک الزام اداری به یک فرهنگ حرفهای تبدیل شود. در این فرهنگ، کیفیت نه یک عدد در برگه آزمایش، بلکه یک رفتار سازمانی تعهدآور برای تمام اعضای زنجیره تولید است.
مدیریت یک مجموعه صنعتی برای پنج دهه، نیازمند عبور از چالشهای اقتصادی و اجرایی متعدد است. فروتنمهر برای مقابله با تهدیدهایی مانند محدودیت در تأمین مواد، نوسانات بازار و فرسودگی تجهیزات، راهکارهایی چون تنوعبخشی به منابع، نوسازی و نگهداری پیشگیرانه، و بازمهندسی فرآیندها را به کار گرفت. هدف اصلی این بود که کیفیت محصول تحت تأثیر شرایط بیرونی قرار نگیرد.
در تفکر مدیریتی فروتنمهر، کارخانه مکانی برای آموزش نیز محسوب میشود. کارگاه، آزمایشگاه و محوطه بارگیری به فضاهایی برای یادگیری تبدیل شدند. برگزاری دورههای آموزشی داخلی، نشستهای فنی و ارائه دستورالعملهای شفاف، به کارکنان از اپراتور تا راننده کمک کرد تا مفهوم کیفیت را درک کرده و از آن محافظت کنند. همکاران او بر سه ویژگی در شیوه مدیریتیاش تأکید دارند: حوصله در آموزش، دقت در جزئیات و اصرار بر ایمنی. این رویکرد به کاهش خطای انسانی و واکنش سریع به مشکلات منجر شد.
فروتنمهر معتقد بود دانشگاه و صنعت، دو بخش مکمل در مسیر دستیابی به کیفیت هستند. او با فراهم کردن امکان بازدید دانشجویان از کارخانه و آزمایشگاه، به نزدیک شدن نظریههای علمی و واقعیتهای تولید کمک کرد. این تعامل باعث تربیت نسلی از مهندسان شد که هم با استانداردها آشنا هستند و هم محدودیتهای اجرایی را درک میکنند.
لقب «پدر صنعت بتن ایران» برای حسین فروتنمهر، بیش از یک عنوان تشریفاتی، خلاصهای از روش مدیریتی اوست. او با رویکردی عملگرایانه و معیارمحور طی پنج دهه، کیفیت را به یک عادت سازمانی تبدیل کرد و استاندارد را از یک الزام به فرهنگ حرفهای ارتقا داد. این روش، صنعت بتن کشور را به نظامی قابلاتکا تبدیل کرد و میراثی از اعتماد به کیفیت بر جای گذاشت؛ اعتمادی که هر روز در فرآیند تولید، از بچینگ تا کارگاه، حفظ و بازسازی میشود.


