اقتصاد ایران بدون پایداری انرژی نمیچرخد
به گزارش وبسایت پیمانکار، پایداری در تولید و تأمین انرژی، بهویژه گاز طبیعی، در سالهای اخیر به مهمترین متغیر تعیینکننده برای بهرهوری صنایع و ثبات اشتغال تبدیل شده است. استمرار تولید انرژی، علاوه بر تثبیت مسیر رشد اقتصادی، نیازمند سرمایهگذاری در ذخیرهسازی فصلی، توسعه نیروگاههای سیکل ترکیبی و تکمیل میادین مشترک است؛ حوزههایی که غفلت از آنها به کاهش ظرفیت تولید و ایجاد شوکهای فصلی در اقتصاد منجر میشود.
پایداری تولید انرژی در اقتصادهای امروز نه یک متغیر جانبی، بلکه پیششرط حفظ رشد اقتصادی و جلوگیری از افت مداوم بهرهوری است. تجربه کشورهای صاحب منابع انرژی نشان میدهد که آنچه موتور تولید را روشن نگه میدارد، صرفاً وجود ذخایر هیدروکربوری یا ظرفیت نصبشده نیروگاهی نیست؛ بلکه استمرار تأمین انرژی، مدیریت نوسانات فصلی و سرمایهگذاری در زیرساختهایی است که ریسک وقفه در تولید را به حداقل میرسانند.
در ایران نیز که بیش از ۷۰ درصد انرژی مصرفی صنایع و خانوارها بر پایه گاز طبیعی تأمین میشود، اثر تداوم تولید انرژی بر عملکرد اقتصادی و اشتغال مستقیم و قابل مشاهده است. هر میزان اختلال در عرضه انرژی، حتی در بازههای کوتاهمدت، خود را در کاهش تولید صنعتی، افت نرخ بهرهبرداری، عقبماندگی سفارشات، و در نهایت فشار بر شاخص رشد اقتصادی نشان میدهد.
میتوان گفت که انرژی، و خصوصاً گاز طبیعی، «ورودی پنهان» تمام زنجیره ارزش صنعتی ایران است؛ از پتروشیمی تا فولاد، از سیمان تا خودروسازی و از صادرات فرآوردهها تا تأمین برق پایدار. در این میان، ناپایداری عرضه انرژی نه فقط یک مسئله فنی یا مدیریتی، بلکه یک چالش کلان اقتصادی است که اثر آن بهصورت توأمان در سطح خرد (واحدهای تولیدی) و سطح کلان (نرخ رشد، سرمایهگذاری، اشتغال) خود را نشان میدهد.
بهرهوری صنعتی در ایران طی دهه گذشته با نوسانات شدیدی همراه بوده و بخش قابل توجهی از این وضعیت به وقفههای گاهوبیگاه در تأمین انرژی بازمیگردد. صنایع بزرگ کشور، از فولاد و سیمان تا پالایش و پتروشیمی، بهطور همزمان بزرگترین مصرفکنندگان گاز و برق و ستون صادرات غیرنفتی کشور هستند. هرکدام از این صنایع برای حفظ نرخ بهرهبرداری بهطور متوسط به ۹۰ تا ۱۰۰ درصد تأمین پایدار انرژی نیاز دارند.
مطالعات منتشرشده توسط اتاق بازرگانی ایران نشان میدهد تنها در یک سال کمبود گاز زمستانی، حدود ۷ میلیارد دلار از ظرفیت تولید صنایع بزرگ به دلیل محدودیت انرژی بدون استفاده مانده است. این ارقام تنها تصویر روشنی از زیانهای آشکار انرژی ناپایدار است؛ در حالی که زیانهای پنهان، از کاهش بهرهوری سرمایه تا افزایش هزینههای تعمیرات اضطراری و تغییر برنامه تولید، در آمارها کمتر دیده میشود.
ثبات رشد اقتصادی زمانی قابل دستیابی است که عرضه انرژی بهعنوان ورودی کلیدی تولید، بهطور پایدار و قابل پیشبینی تأمین شود. اشتغال صنعتی در ایران بیش از آنچه تصور میشود به پایداری انرژی وابسته است. بهطور میانگین، هر واحد صنعتی بزرگ در کشور بهازای هر ۱۰۰ واحد کاهش تولید ناشی از کمبود انرژی، ناچار به کاهش ۲ تا ۵ واحد شغلی مستقیم یا غیرمستقیم میشود.
در سطح کلان اقتصادی، پیوند میان پایداری تأمین انرژی و ثبات رشد اقتصادی کاملاً قابل ردیابی است. هرگاه در یکی از فصول سال، بهویژه زمستان، محدودیتهای گاز تشدید میشود، بلافاصله شاخص تولید صنعتی دچار افت شده و این افت در رشد فصلی تولید ناخالص داخلی منعکس میشود.
تأمین مستمر انرژی، بهویژه گاز، در کشورهای دارای ساختار انرژی مشابه ایران یک متغیر تعیینکننده برای ثبات اقتصاد کلان محسوب میشود. نروژ، روسیه و حتی ترکیه در سالهای اخیر سرمایهگذاریهای قابل توجهی در ذخیرهسازی گاز انجام دادهاند تا شوکهای فصلی یا نوسانات عرضه را تا حد可能 خنثی کنند.
در ایران نیز هرچند ظرفیت تولید گاز در دنیا کمنظیر است، اما رشد مصرف داخلی به حدی سریع بوده که طی دو دهه اخیر، شکاف میان تولید و مصرف در فصول سرد به یک چالش ساختاری تبدیل شده است. نتیجه آنکه بخش بزرگی از صنایع در حساسترین دورههای زمانی با محدودیت تأمین مواجه میشوند و این موضوع مستقیماً به کاهش نرخ رشد فصلی و افزایش نوسانات GDP منجر شده است.
در کنار ذخیرهسازی، توسعه نیروگاههای سیکل ترکیبی یکی از کلیدیترین راهکارهای افزایش پایداری انرژی است. نیروگاههای حرارتی فعلی در ایران بهطور متوسط با راندمان ۳۵ درصد فعالیت میکنند، درحالیکه راندمان نیروگاههای سیکل ترکیبی میتواند به ۵۰ تا ۶۰ درصد برسد. ارتقای راندمان نیروگاهها، بهویژه در تابستان، فشار بر شبکه گاز را کاهش میدهد و امکان تخصیص پایدارتر انرژی به صنایع در زمستان را فراهم میکند.
در ایران بیش از ۲۳ میدان نفت و گاز مشترک با کشورهای همسایه دارد و بسیاری از این میادین در سالهای اخیر شاهد برداشت نامتوازن بودهاند. توسعه این میادین از دو جهت برای پایداری تولید اهمیت دارد: نخست اینکه افزایش ظرفیت تولید گاز از میادین مشترک میتواند شکاف فصلی میان تولید و مصرف را کاهش دهد؛ دوم آنکه بهرهبرداری بهموقع از این میادین یک الزام استراتژیک برای جلوگیری از مهاجرت سیالات و از دست رفتن سهم ایران در منابع مشترک است.
تجربه فازهای مختلف پارس جنوبی نشان داده است که سرمایهگذاری در میادین مشترک، علاوه بر ایجاد درآمد پایدار ارزی و تقویت صادرات گاز و فرآورده، نقش مستقیم در کاهش محدودیت صنایع در زمستان دارد. بههمین دلیل، بسیاری از کارشناسان انرژی معتقدند که توسعه میادین مشترک باید در کنار ذخیرهسازی و سیکل ترکیبی، سه استراتژی اصلی مدیریت پایایی انرژی ایران در دهه آینده باشد.
اقتصاد ایران برای دستیابی به رشد پایدار و ارتقای بهرهوری نیازمند یک رویکرد جدید در مدیریت انرژی است؛ رویکردی که از نگرش کوتاهمدت عبور کرده و بر ایجاد ظرفیتهای پایدار، ذخیرهسازی فصلی، توسعه نیروگاههای سیکل ترکیبی و تکمیل میادین مشترک تمرکز کند.
منبع: وبسایت مهر نیوز


