پیمانکاران جدید
پنجشنبه , 9 بهمن 1404 2026 - 01 - 29 ساعت :
» مقالات » امنیت انرژی و سرمایه‌ای به نام اعتماد عمومی
امنیت انرژی و سرمایه‌ای به نام اعتماد عمومی
مقالات

امنیت انرژی و سرمایه‌ای به نام اعتماد عمومی

آذر ۲۶, ۱۴۰۴ 0

به گزارش وبسایت پیمانکار، امنیت انرژی معمولاً در گزارش‌های رسمی با عدد و نمودار تعریف می‌شود؛ اما در زندگی روزمره، مردم امنیت انرژی را نه با آمار، بلکه با تجربه شخصی خود می‌سنجند: چراغی که روشن می‌ماند، بخاری‌ای که خاموش نمی‌شود، آسانسوری که از کار نمی‌افتد و کارخانه‌ای که تعطیلی ناخواسته ندارد. انرژی، برخلاف بسیاری از کالاهای عمومی، مستقیماً با احساس ثبات اجتماعی گره خورده است.

وقتی جریان انرژی پایدار است، کمتر کسی به آن فکر می‌کند؛ اما کافی است چند روز خاموشی یا افت فشار گاز تکرار شود تا انرژی از یک «امر بدیهی» به یک «مسئله اجتماعی» تبدیل شود. در چنین شرایطی، بحث دیگر فقط کمبود برق یا گاز نیست؛ بلکه مسئله این است که جامعه چه برداشتی از آینده پیدا می‌کند. زندگی مدرن بر پایه تداوم شکل گرفته است و ساعات کار، برنامه مدارس، درمان بیماران، حمل‌ونقل، ارتباطات و حتی تفریح، همگی وابسته به این فرض نانوشته‌اند که انرژی در دسترس خواهد بود.

وقتی این فرض زیر سوال می‌رود، نظم روزمره دچار اختلال می‌شود. قطع برق شاید در ظاهر یک اتفاق چندساعته باشد، اما اثر آن اغلب فراتر از همان چند ساعت است. خانواده‌ای که نمی‌داند فردا هم خاموشی دارد یا نه، دچار نوعی بلاتکلیفی ذهنی می‌شود. تولیدکننده‌ای که به تداوم گاز یا برق مطمئن نیست، تصمیم‌های محتاطانه‌تری می‌گیرد. این احتیاط، در مقیاس جمعی، به کاهش تحرک اقتصادی و افزایش اضطراب اجتماعی منجر می‌شود.

به زبان ساده، انرژی پایدار یعنی زندگی قابل پیش‌بینی؛ و زندگی قابل پیش‌بینی، یکی از پایه‌های آرامش روانی جامعه است. بحران انرژی سریع اجتماعی می‌شود؛ اما چرا؟ بسیاری از بحران‌ها برای تبدیل شدن به مسئله اجتماعی نیاز به زمان دارند، اما بحران انرژی ماهیتی فوری دارد. خاموشی یا قطع گاز، مستقیماً وارد خانه و محل کار می‌شود و به همین دلیل، واکنش اجتماعی به آن سریع‌تر و شدیدتر است.

انرژی به‌عنوان یک خدمت عمومی، انتظار «بی‌وقفه بودن» را در ذهن جامعه ایجاد کرده است. مردم حاضرند با افزایش قیمت یا سهمیه‌بندی کنار بیایند، اما ناپایداری و بی‌برنامگی را سخت‌تر می‌پذیرند. وقتی قطعی‌ها بدون اطلاع‌رسانی شفاف یا برنامه زمانی مشخص اتفاق می‌افتد، احساس بی‌نظمی تقویت می‌شود. تجربه سال‌های اخیر نشان داده است که تداوم بحران انرژی، حتی اگر کوتاه‌مدت باشد، می‌تواند به افزایش نارضایتی عمومی، گسترش شایعات و تضعیف اعتماد به نهادهای تصمیم‌گیر منجر شود.

اعتماد عمومی به‌سادگی از بین نمی‌رود، اما وقتی تضعیف شد، به‌سختی بازمی‌گردد. یکی از مسیرهای مهم این فرسایش، تکرار بحران‌های روزمره حل‌نشده است. انرژی دقیقاً در همین نقطه قرار دارد. وقتی شهروندان احساس می‌کنند تأمین ابتدایی‌ترین نیازهای زندگی با اختلال مواجه است، این پرسش به‌تدریج شکل می‌گیرد که «آیا سیستم توان اداره امور را دارد؟» اگر پاسخ روشنی برای این پرسش داده نشود، شکاف اعتماد عمیق‌تر می‌شود.

انرژی پایدار یکی از نشانه‌های «حاکمیت کارآمد» است. تداوم خدمات پایه به شهروندان این پیام را می‌دهد که امور حداقلی کشور در جریان است. اختلال در این خدمات، این پیام را تضعیف می‌کند. امنیت انرژی به برق و گاز محدود نمی‌شود؛ بلکه دامنه آن بسیار گسترده‌تر است. سوخت حمل‌ونقل، پایداری شبکه توزیع، آمادگی در شرایط بحرانی و حتی ذخایر استراتژیک، همگی بخشی از امنیت انرژی‌اند.

جامعه زمانی احساس ثبات می‌کند که بداند در شرایط غیرعادی، سیستم انرژی تاب‌آور است. نبود این اطمینان، اضطراب جمعی را افزایش می‌دهد و حتی می‌تواند رفتارهای هیجانی مانند ذخیره‌سازی غیرضروری یا مصرف بی‌رویه را تشدید کند. این رفتارها خود به تشدید بحران دامن می‌زنند و چرخه‌ای معیوب ایجاد می‌کنند که مدیریت آن دشوار است.

نقش اطلاع‌رسانی در بحران انرژی مهم است. مردم بیش از آنکه از کمبود انرژی ناراحت باشند، از «بی‌خبری» ناراضی‌اند. اعلام برنامه‌ریزی‌شده خاموشی‌ها، توضیح صریح دلایل فنی یا کمبودها و ارائه چشم‌انداز روشن از زمان حل مشکل، می‌تواند بخش بزرگی از فشار روانی جامعه را کاهش دهد. در مقابل، اطلاع‌رسانی مبهم، متناقض یا دیرهنگام، حتی بحران‌های کوچک را بزرگ می‌کند.

بحران انرژی اثر یکسانی بر همه اقشار ندارد. خانوارهای کم‌درآمد، سالمندان، بیماران و ساکنان مناطق کم‌برخوردار، بیش از دیگران آسیب می‌بینند. برای این گروه‌ها، قطع انرژی فقط یک ناراحتی موقت نیست؛ می‌تواند تهدیدی برای سلامت، معیشت یا حتی ایمنی باشد. وقتی این نابرابری‌ها برجسته می‌شود، بحران انرژی به موضوعی اخلاقی و اجتماعی تبدیل می‌شود.

اعتماد اجتماعی بر پایه تجربه‌های تکرارشونده شکل می‌گیرد. اگر تجربه غالب مردم این باشد که خدمات پایه پایدار است، اعتماد تقویت می‌شود؛ اگر تجربه غالب، بی‌ثباتی و اختلال باشد، اعتماد آسیب می‌بیند. انرژی در این میان نقش ویژه‌ای دارد، چون نه‌تنها زیرساخت اقتصاد، بلکه بخشی از زندگی خصوصی مردم است. اختلال در آن، مستقیماً کیفیت زندگی را تحت تأثیر قرار می‌دهد و به همین دلیل، بار روانی بالایی دارد.

سرمایه‌گذاری در زیرساخت، مدیریت مصرف، تنوع‌بخشی به منابع انرژی و افزایش تاب‌آوری شبکه، همگی اقداماتی هستند که علاوه بر منافع اقتصادی، نتیجه اجتماعی دارند: کاهش اضطراب عمومی و افزایش حس ثبات. جامعه‌ای که مطمئن است بحران‌های انرژی مدیریت‌پذیرند، حتی در مواجهه با مشکلات دیگر، واکنش عقلانی‌تری نشان می‌دهد.

امنیت انرژی بیش از آنکه به نیروگاه و خط لوله وابسته باشد، به احساس مردم از تداوم زندگی عادی گره خورده است. جایی که برق و گاز پایدار است، جامعه آرام‌تر است و جایی که این تداوم زیر سوال می‌رود، بحران‌ها فقط فنی باقی نمی‌ماند. پیوستگی جریان انرژی، در عمل پیوستگی اعتماد اجتماعی را تضمین می‌کند؛ و هر اختلال مکرر، این اعتماد را فرسوده‌تر می‌سازد.

منبع: وبسایت مهر نیوز

دکتر یاشار باقرزاده

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • ×