کلاف سردرگم پرداخت یارانه؛ چرا کالا برگ به همه تعلق نگرفت؟
به گزارش وبسایت پیمانکار، احمد میدری، وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی در گفتوگوی ویژه خبری، از آغاز طرح بزرگ «توزیع کالابرگ الکترونیکی» با هدف تثبیت قدرت خرید خانوارها خبر داد و اعلام کرد که اجرای آن از همین هفته کلید میخورد.
در این طرح جدید، یارانه ارزی از ابتدای زنجیره حذف میشود و به صورت اعتبار ماهانه یک میلیون تومانی به مصرفکننده نهایی منتقل میشود. این اعتبار در حال حاضر برای حدود ۷۰ میلیون نفر معادل ۴ ماه (۴ میلیون تومان برای هر نفر) در حسابها شارژ شده است و مشمولان میتوانند بر اساس جدول زمانبندی، از هفته آینده خرید خود را آغاز کنند.
اما روی دیگر این سکه، ابلاغیهای است که توسط معاون اول رئیسجمهور، محمدرضا عارف، تحت عنوان آئیننامه اجرایی حذف یارانه نقدی دهکهای هشتم تا دهم ابلاغ شده است. این ابلاغیه با هدف تأمین منابع کالابرگ است، اما بررسیهای آماری و میدانی نشان میدهد که یک «شکاف عظیم» میان محاسبات دولت و واقعیت سفره مردم وجود دارد.
دولت در حالی سقف درآمدی برای حذف یارانه یک خانواده ۴ نفره را ۴۸ میلیون تومان تعیین کرده که شاخصهای اقتصادی داخلی و بینالمللی فریاد میزنند که این رقم، درآمد ثروتمندان نیست و این دقیقاً خط فقر است.
تناقضات آشکار این سیاست، موجب ابراز نارضایتی گسترده و سردرگمی شهروندان درباره دلایل عدم تخصیص کالا برگ و حذف یارانه نقدی شده است. اما داستان از چه قرار است؟
بر اساس ابلاغیه جدید، منابع طرح کالابرگ قرار است از جیب دهکهای هشتم، نهم و دهم تأمین شود. اما اگر میانگین درآمد ماهانه یک خانوار ۴ نفره از ۴۸ میلیون تومان فراتر رود، «مرفه» تلقی شده و از شمول حمایت خارج میشود. اما در حال حاضر، خط فقر در کشور از ۵۵ میلیون تومان عبور کرده است، و دولت در حال حذف یارانه کسانی است که دستکم ۷ میلیون تومان کسری درآمد نسبت به خط فقر دارند.
حتی معیارهای بینالمللی نیز علیه محاسبات دولت شهادت میدهند. بر اساس شاخص بانک جهانی (۳ دلار در روز برای هر نفر) و با احتساب دلار ۱۳۷ هزار تومانی در بازار آزاد، یک خانواده ۴ نفره برای اینکه گرفتار «فقیر مطلق» نشود، ماهانه به حدود ۵۰ میلیون تومان درآمد نیاز دارد.
نتیجه ترسناک اینجاست که سقف تعیینشده توسط دولت (۴۸ میلیون)، حتی از استاندارد جهانی فقر مطلق (۵۰ میلیون) هم پایینتر است؛ به بیان سادهتر، دولت رسماً در حال حذف یارانه کسانی است که طبق تمام استانداردهای بینالمللی، «فقیر» محسوب میشوند.
توهم ارزانی در شهرستانها نیز یکی از مشکلات این سیاست است. سخنگوی کمیسیون اصل نود مجلس، محمد معتمدیزاده، هشدار داده است که امروز خط فقر در کلانشهری مانند تهران به حدود ۴۰ میلیون تومان رسیده، اما فاجعه آنجاست که در برخی شهرستانها، بهویژه مناطق صنعتی و معدنی، هزینههای زندگی چنان بالا رفته که با تهران برابری میکند.
این هشدار نشان میدهد که معیار جغرافیایی دولت برای حذف یارانهها کاملاً مردود است. وقتی هزینه زندگی در یک شهر صنعتی همتراز پایتخت است، قطع یارانه شهروندان ساکن شهرستانها بر اساس محاسبات قدیمی، معنایی جز هُل دادن مستقیم آنها به دره فقر مطلق ندارد.
شوک ارزی و وعدههای یکمیلیونی! خطرناکترین بخش ماجرا، همزمانی این تغییرات با حذف ارز ترجیحی ۲۸۵۰۰ تومانی و حرکت به سمت ارز ۱۳۰ هزار تومانی تالار دوم است. این جهش ارزی، طبق برآوردهای اقتصادی، تورمهای بالای ۱۰۰ درصد را در کالاهای اساسی به دنبال خواهد داشت.
محاسبات ساده نشان میدهد هزینه خورد و خوراک حداقلی یک خانوار که پیشازاین حدود ۱۰ میلیون تومان بود، با این شوک ارزی بیش از ۱۰۰ درصد افزایش خواهد یافت. در چنین شرایطی، دولت قصد دارد با یک کالابرگ که نهایتاً یک میلیون تومان از این شکاف ۱۰ میلیون تومانی را پوشش میدهد، امنیت غذایی را تأمین کند.
بازی با آمار نیز یکی دیگر از مشکلات این سیاست است. وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی مدعی است که جمعیت مشمول کالابرگ از ۶۰ میلیون به ۸۰ میلیون نفر رسیده است. اما در طرف مقابل، سازمان برنامه مکلف شده منابع را از حذف یارانه سه دهک بالای درآمدی (حدود ۲۵ تا ۳۰ درصد جمعیت) تأمین کند.
چگونه ممکن است شما یارانه ۳۰ درصد جامعه را هدف بگیرید و همزمان ادعا کنید ۹۰ درصد مردم را پوشش میدهید؟ این تناقض ریاضی، نشان میدهد که یا آمارها واقعی نیستند و یا دولت در حال اجرای یک جابهجایی بزرگ منابع است که در آن، طبقه متوسط قربانی اصلی خواهد بود.
منبع: مهر نیوز


